مبانی نظری و پیشینه پژوهش اختلال و مشکلات سلوکی ( فصل دوم پایان نامه )
مبانی نظری و پیشینه پژوهش اختلال و مشکلات سلوکی ( فصل دوم پایان نامه )
مبانی نظری و پیشینه پژوهش اختلال و مشکلات سلوکی ( فصل دوم پایان نامه ) در 51 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc |
![]() |
دسته بندی | پیشینه متغیر های روانشناسی |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 73 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 51 |
مبانی نظری و پیشینه پژوهش اختلال و مشکلات سلوکی (فصل دوم پایان نامه) در 51 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترا (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
- همرا با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
- توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
- پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
- رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
- منبع : دارد (به شیوه APA)
- نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc
قسمتی از مبانی نظری متغیر:
مقدمه
آنچه قبل از قرن هفدهم درباره رفتار کودک وجود داشت شبیه به فرضیههای مربوط به بزرگسالان بود. دلیل این امر، حاکم بودن دیدگاه پیش ساختگی بود. مطابق با این دیدگاه، کودک جدای از بزرگسال نبود. او باید مانند بزرگسالان لباس میپوشید و انتظار میرفت مانند بزرگسال رفتار کند. هیچ گونه سرگرمی، بازی یا ادبیات مخصوص کودکان وجود نداشت. فیلیپ آریه، مورخ فرانسوی توضیح داده است که این طرز فکر، تا چه حد در قرون وسطی رواج داشته است. مثلا در نقاشیها و مجسمههای قرون وسطی، به طور معمول، اندام و چهره کودکان و نوزادان را شبیه به بزرگسالان مجسم کردهاند. کودکان تنها با اندازهی اندامهایشان متمایز میشدند. گویی کودک ابتدا در قالب بزرگسال شکل گرفته وسپس به دنیا آمده است (کاکاوند، 1393).
در اواخر قرن هجدهم بود که برای نخستین بار به رفتار نابهنجار کودک توجه شد. به علت نفوذ شدید کلیسا رفتارهای اخلال گرانه یا نابهنجار کودکان به طور عمده به ماهیت ذاتا وحشی و خشن آنها نسبت داده میشد. در واقع طی این دوران، توجیههای مذهبی برای اختلالات رفتاری به ندرت بر پایه ادله محکم استوار بود، چون تسلط شیطان یا نیروهای شیطانی بر فرد، تنها توجیه کننده رفتار او بود (کانر، 2011).
در قرن نوزدهم، وضعیت کودکان و نوجوانان بهبود یافت و این روند بهبودی در نیمه دوم قرن بیستم سرعت گرفت (مش و وولف، 2008؛ ترجمه مظفری مکی آبادی و فروعالدین، 1389). نظریه روانکاوی به ظور چشمگیری در ارتقای سبک فکری درباره علل و درمان اختلالهای روانی موثر بود. به تدریج کلینیکهای روانپزشکی و روانشناسی کودک در اروپا وآمریکا به وجود آمدند و بررسی، تشخیص و درمان کودکان بیمار را آغاز کردند. در سال 1925 میلادی، تحقیقات و مطالعات آرنولد گزل، روانشناس بزرگ کودک، پایه گذار پژوهشهای مربوط به چگونگی تکامل و رشد کودک شد. یک دهه پس از انتشارات گزل، اولین کتاب جدید در روانپزشکی توسط کانر انتشار یافت و از آن پس، روانپزشکی و روانشناسی کودک به عنوان یک رشته علمی جای خود را در میان علوم باز کرد (شاملو، 1392).
مشکلات سلوک
اصطلاح مشکلات سلوک به اعمال و نگرشهای نامرتبط با سن گفته میشود که که به نقض انتظارات خانوادگی،هنجارهای اجتماعی و حقوق شخصی دیگران میانجامد (مک ماهان و استیز، 2012). کودکانی که دچار مشکلات سلوک هستند، گسترهای از رفتارهای خلاف قانون، از جیغ زدن، ناسزا گفتن و قشقرق به راه انداختن گرفته تا تخریب شدید دزدی و تجاوز از خود نشان میدهند. از چندین دیدگاه به مشکلات سلوک توجه شده است، و اصطلاحات وتوصیفهای متفاوتی برای تشریح الگوهای رفتاری مشابه به کار رفته است. این دیدگاهها شامل دیدگاههای قانونی، روانشناختی، روان پزشکی و خدمات سلامت عمومی است.
دیدگاه قانونی
از نظر قانونی مشکلات سلوک، اعمال بزهکارانه یا جنایی هستند. تعاریف قانونی بزهکاری به قوانینی بستگی دارند که در طول زمان تغییر میکنند یا از کشوری به کشور دیگر متفاوت هستند. از آنجایی که تعریفهای قانونی به نحوهای که دادگاههای قضایی به رفتارهای جامعه ستیزانه مینگرند و با آنها برخورد میکنند، بستگی دارند، در این تعریفها به اعمال جامعه ستیزانه کودکان بسیار خردسال توجه نمیشود. همچنین لازم است که بزهکاری رسمی را از بزهکاری که خود کودک گزارش میکند متمایز کنیم، زیرا احتمالا تفاوتی بین افرادی که الگوهای رفتار جامعه ستیزانه را نشان میدهند و به طور رسمی بازداشت میشوند وآنهایی که الگوهای مشابهی را نشان میدهند، اما به دلیل هوش و ابتکارشان دستگیر نمیشوند، وجود دارد. هنوز در مورد سنی که کودکان باید در برابر اعمال بزهکارانه خود مسؤل باشند، اختلاف نظر وجود دارد.
دو نوع عمل بزهکارانه کلی وجود دارد: جرائم وضعیتی و جرائم شاخص. جرائم وضعیتی اعمالی هستند که اگر نوجوانان مرتکب شوند جرم محسوب میشود اما همین اعمال توسط بزرگسالان جرم محسوب نمیشوند، برای نمونه، استفاده از الکل، فرار از مدرسه، رانندگی و تخلف از مقررات رفت و آمد. در مقابل، جرائم شاخص اعمالی هستند که چه توسط کودکان و چه توسط بزرگسالان انجام شوند جرم محسوب میشوند؛ برای نمونه قتل، دزدی و ایجاد حریق. متأسفانه، مرز روشنی بین اعمال بزهکارانه که واکنشی است در برابر شرایط محیطی، از قبیل محله جرم خیز و اعمال جامعه ستیزانه ناشی از عوامل مربوط به خود کودک، از قبیل تکانشگری، وجود ندارد. تعریفهای بزهکاری از دیدگاه قانونی ممکن است ناشی از یک یا دو عمل بزهکارانه مجزا باشند، در حالی که در تعریفهایی که از دیدگاه بهداشت روانی از این گونه رفتارها میشود معمولاً لازم است الگویی پایدار از رفتارهای جامعه ستیزانه وجود داشته باشد. بنابراین تنها گروه کوچکی از کودکانی که در تعریف بزهکاری از دیدگاه قانونی قرار میگیرند، الگوهای رفتاری را نشان میدهند که با تعریف این رفتارها از دیدگاه اختلال روانی منطبق هستند (سیسچتی و ریچترز، 2014).
1.Status offeness
2. Index offenss
3. Cicchetti & Richters