مبانی نظری و پیشینه پژوهش روان شناسی مثبت (فصل دوم پایان نامه )
مبانی نظری و پیشینه پژوهش روان شناسی مثبت (فصل دوم پایان نامه )
مبانی نظری و پیشینه پژوهش روان شناسی مثبت ( فصل دوم پایان نامه ) در 22 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc |
![]() |
دسته بندی | پیشینه متغیر های روانشناسی |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 68 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 22 |
مبانی نظری و پیشینه پژوهش روان شناسی مثبت ( فصل دوم پایان نامه ) در 22 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترا (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
- همرا با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
- توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
- پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
- رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
- منبع : دارد (به شیوه APA)
- نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc
قسمتی از مبانی نظری متغیر:
روانشناسی مثبت نگر
روانشناسی مثبت نگر جنبش جدیدی در روانشناسی است. این روانشناسی مطالعه علمی نقاط قوت و فضائل است که افراد و جوامع را قادر می سازد تا رشد کنند و بدون در نظر گرفتن شرایط فرد بر روی پرورش دادن سطح بالای از شادی و تحقق تمرکز می کند این دیدگاه تاکید زیادی بر ارتقا عملکرد مثبت دارد و بر روی موضوعاتی مانند شادی و آرامش تمرکز دارد (ژوزف و وود، 2010).
روانشناسی مثبت نگر به ما نشان می دهد که تاثیر هیجان مثبت چقدر پویا است (استایل، 2011؛ ترجمه مقصودی، 1390).
پیش از جنگ جهانی دوم، روان شناسی سه مأموریت مشخص داشت: درمان بیماری های ذهنی و روانی، پربارتر کردن و ارضاءکننده تر نمودن زندگی تمام افراد، و کشف و پرورش استعدادهای برتر.» امّا کوته زمانی پس از جنگ جهانی دوم، تمرکز اولیه روان شناسی معطوف نخستین مأموریت شد: درمان بیماری های روانی و رفتارهای نابهنجار، در واقع روانشناسی سنتی جایی که علت تمدن و انسانیت را در والایش و جبران اضطراب ها و تعارضات گذشته می داند نه چیزی دیگه ای. سانتراک در کتاب زمینة روانشناسی (ترجمه فیروزبخت، 1385)، این سوال را می پرسد که آیا روانشناسی می تواند ما را خوشحال تر کند؟ در پاسخ می گوید روانشناسی مثبت و منفی زندگی سرو کار دارد، اما بعداً صاحب نظران پی بردند که حال و هوای روانشناسی خیلی منفی شده است، دو جنبش را که روی تآثیرات مثبت روانشناسی بر زندگی مردم متمرکز بودند را پدید آورند. یکی در اواسط قرن بیستم ظهور کرد، یعنی جنبش روانشناسی انسان گرایی و جنبش دیگر یعنی روانشناسی مثبت نگر در آغاز قرن بیستم و یکم شتاب گرفته است( کریمی، 1389).
روانشناسی مثبت جنبش جدیدی در میان روانشناسان است که بر نیاز به درک جنبه مثبت تجربه انسان و چیزهایی که به زندگی آنها ارزش میدهد تاکید میکند. علاوه براین بر درک و بهتر کردن جنبه منفی بیماری شناسی و پریشانی تاکید میکند. روانشناسی مثبت بر درک جنبه مثبت تجربه انسان تاکید میکند. همچنین بر درک و بهتر کردن بیماری شناسی و فشارهای روانی نیز تاکید دارد. درمان مثبت رابطه روانشناسی مثبت با درمان را نشان میدهد. مطابق با این دیدگاه، مشکلات روانشناختی متعددی که ممکن است ما تجربه کنیم، نشانگر درونی کردن شرایط ارزشمان است. آنچه این نظریه بیان میکند در واقع این است که هر کدام از ما دارای یک خرد درونی هستیم که زندگی ما را به بهترین نحوه راهنمایی میکند. در واقع یک از ما از حق انتخابهای متعددی در زندگی برخورداریم که وابسته به ویژگیهای ذاتی، نقاط قوت و علایقمان میباشد. متاسفانه افراد کمی وجود دارند که خود را به طور کامل شناخته و راه راست را انتخاب میکنند.
روانشناسی مثبت گرا مطالعه علمی ظرفیت های آدمی در رویارویی با زندگی است. شادکامی و شادی اصیل، شناسایی و پرورش بنیادیترین قابلیت ها و استفاده از آنها در عشق، فرزند پروری و کار روزمره است. و همین قابلیت ها و فضیلت ها به عنوان حفاظی در مقابل بدبیاری ها و اختلالات روانشناختی عمل کرده، و می تواند کلید رسیدن به بهبودی باشد. روانشناسی مثبت شامل آموزش فکر کردن به صورتی متفاوت هم راجع به حوادث خوب و هم راجع به حوادث بد (کابو و همکاران، 2011).
. Kaoubo