مبانی نظری و پیشینه پژوهش طرح واره های ناسازگار اولیه ( فصل دوم پایان نامه )
مبانی نظری و پیشینه پژوهش طرح واره های ناسازگار اولیه ( فصل دوم پایان نامه )
مبانی نظری و پیشینه پژوهش طرح واره های ناسازگار اولیه ( فصل دوم پایان نامه ) در 35 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc |
![]() |
دسته بندی | پیشینه متغیر های روانشناسی |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 42 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 35 |
مبانی نظری و پیشینه پژوهش طرح واره های ناسازگار اولیه ( فصل دوم پایان نامه ) در 35 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترا (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
- همرا با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
- توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
- پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
- رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
- منبع : دارد (به شیوه APA)
- نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc
قسمتی از مبانی نظری متغیر:
تعریف طرحواره
طرحوارهها تا هنگامی که توسط ماشهچکان مهمی فعال نشوند، خوابیده هستند و زمانی که فعال میشوند، موتور حرکت افکار خود آیند منفی میشوند و در جهت سودار کردن منفی اطلاعات عمل میکنند. آنها زمینههای حساسیت خاص یا آسیبپذیری هیجانی ویژهای را فرامیخوانند که اشتیاق فرد را به واکنش افراطی باعث میشود. به عبارت دیگر، طرحوارههای شناختی به هنگامی که ادراک کننده، فاقد اطلاعات واجد جزئیات دربارهی هدف است، تأثیر بیشتری بر ادراک فرد دارند (گویل و میدن، 2013).
یانگ معتقد است که طرحوارهها به گونهای متناقض و اجتنابناپذیر زندگی بزرگسالی را به شرایط ناگوار دوران کودکی میکشانند که غالباً برای بیماران زیانبخش بوده است.تا حدی شبیه مفهومسازی راتر (1996) از منبع کنترل بیرونی و تئوری سلیگمن(1971) از درماندگی آموخته شده طرحوارهها ممکن است این عقیده را بسط دهند که پیامد وحشتناک بی توجه به تلاش برای کنترل پیامدهای آن، غیرقابل اجتناب است (هورلی و باکر، 2014).
فرض بر این است که فعالسازی یک خود-طرحواره، عقایدی دربارهی خود را فعال و خزانهی رفتاری همایند با آن را ایجاد میکند. وقتی که یک طرحوارهی ناسازگار اولیه برانگیخته میشود، فرد هیجانها و احساسات بدنی را تجربه میکند و ممکن است هشیارانه یا ناهشیارانه این تجربه را به یک خاطرهی اولیه متصل نماید. خاطرات مرکز ثقل طرحوارهها هستند اما معمولاًبه طور واضح در سطوح آگاهی قرار نمیگیرند و حتی این خاطرات گاهی اوقات در قالب تصاویر ذهنی نیز یادآوری نمیشوند (هورلی و باکر، 2014).
طرحوارهها حالت ابعادی دارند، هرچه طرحواره شدیدتر باشد، شمار بیشتری از موقعیتها میتوانند آن را فعال کنند و فرد به هنگام برانگیخته شدن طرحواره، عواطف منفی بیشتری را تجربه میکند و فعال بودن آن در ذهن، مدت زمان بیشتری به طول میانجامد(همان منبع).
همچنین یانگ (1999)، معتقد است که طرحواره میتواند مثبت، منفی، سازگار یا ناسازگار باشد، و نیز میتواند در اوایل زندگی یا در سیر بعدی زندگی شکل بگیرد. وی مجموعهای از طرحوارهها –بویژه آنهایی که عمدتاً در نتیجه تجارب ناگوار دوران کودکی بوجود میآیند- را «طرحواره های ناسازگار اولیه» نامید، و آنها را الگوهای هیجانی و شناختی خود آسیبرسانی که در ابتدای رشد در ذهن شکل گرفته و در سیر زندگی تکرار میشوند، تعریف نمود.
طرحوارههای ناسازگار اولیه تحت عنوان ساختارهای پردازش اطلاعات، مفهومسازی شدهاند که در اوایل زندگی شکل گرفتهاند و محصول خلق و خو و محیط فرد هستند (بارانوف، هندرهن و کانور، 2015).
طرحوارههای ناسازگار اولیه (یا باورهای مرکزی منفی)، به یک چارچوب شناختی ناکارآمد برای دیدن خود و دیگران اشاره داد که ابتداً در پاسخ به وقایع ناگوار کودکی رشد مییابد (اندرسون، ریگر و کترسون، 2006).
یانگ، کلاسکو و ویشر (2003)، یک تعریف جدید از طرحواره ناسازگار اولیه ارائه دادند، و این طرحواره را اینگونه تعریف کردند: یک الگو یا درونمایه نافذ، فراگیر و وسیع که از حافظهها، هیجانها، شناختها و احساسات بدنی درباره خود فرد و روابطش با دیگران تشکیل شده است. این الگوها در طول دوران کودکی یا نوجوانی شکل یافتهاند، در کل زندگی فرد وجود دارند و به شدت ناکارآمدند.
آنها معتقدند که رفتارهای ناسازگار در پاسخ به این طرحوارهها بوجود میآید، ولی بخشی از طرحواره محسوب نمیشوند.
Temperament
Baranoff, J, Hanrahan, S & Connor, J
Anderson, K, Rieger, E & Caterson, I
Klosko, J & Weishaar,
Memories
Emotions
Cognitions
Bodily Sensations