مبانی نظری و پیشینه تحقیق راهبردهای تنظیم خلق ( فصل دوم پایان نامه )
مبانی نظری و پیشینه تحقیق راهبردهای تنظیم خلق ( فصل دوم پایان نامه ) در 20 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc |
![]() |
دسته بندی | پیشینه متغیر های روانشناسی |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 38 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 20 |
مبانی نظری و پیشینه تحقیق راهبردهای تنظیم خلق ( فصل دوم پایان نامه ) در 20 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترا (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
- همرا با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
- توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
- پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
- رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
- منبع : دارد (به شیوه APA)
- نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc
قسمتی از مبانی نظری متغیر:
مقدمه
خلق و خو اصطلاحی است که برای بیان تفاوت های فردی در مهار تها و عادات ادراکی به کار می رود و مراکز تنظیم آن، عمدتاً در آمیدال، هیپوتالاموس، استریاتوم و بخش های دیگر سیستم لیمبیک قرار دارد. در تعریفی دیگر، خلق و خو به اولین تغییرات و ایجاد اولین تنوع در واکنش های هیجانی اشاره دارد. ابعاد اصلی خلق و خو ومناسب ترین وسیله برای سنجش آن همچنان مورد بحث است. با این وجود ثبات بسیاری از ویژگی های خلق و خویی و آثار نیرومند عوامل ژنتیکی و محیطی همواره در پژوهش های مربوط به اختلالات روانپزشکی مورد تأکید قرار گرفته است. درحالیکه برخی پژوهشگران بر محیط، استرس موجود در محیط زندگی (لوویس و اولسون، 2014)، جنسیت، طبقه اجتماعی، عوامل فرهنگی و عوامل اخلاقی را در بروز خلق و خو مؤثر می دانند، برخی هم به نقش عوامل ژنتیکی تا 60 درصد اشاره می کنند (ورویج و همکاران، 2010). در هر حال خلق و خو، چه ارثی باشد و چه در اثر عوامل محیطی ایجاد شده باشد، می تواند بر سازگاری اجتماعی، ایجاد رفتار پرخاشگرانه، حتی مسائل شناختی تأثیر بگذارد (وستروم، بروبرگ و هوانگ، 2010).
سالها پژوهش به نقش مهم تنظیم هیجان در سازش با وقایع تنیدگیزای زندگی وضوح بخشیده است (گرنفسکی و کراچی، 2015) تنظیم هیجان دلالت دارد بر به کار گماشتن افکار و رفتارهایی که در هیجانهای آدمی تأثیر میگذارند. هنگامی که انسانها تنظیم هیجان را بهکار میگیرند، چگونگی تجارب و تظاهر هیجانهای خود را هم تحت اختیار میگیرند. گمان میشود توانایی تنظیم هیجان خصیصهای از خصوصیات هوش هیجانی است (بار-آن و پارکر، 2012). هرچند که تعریف عملیاتی مفهوم تنظیم هیجان دشوار است بسیاری از محققین روانشناسی رشد سعی در مطالعة آن دارند. تحت سیطره درآوردن مفهوم تنظیم هیجان دشوار است، چرا کهً تظاهرات و تجارب هیجانی نیز حقیقتا حل نشده اند و هیجانها در محور فهم مفهوم هیجانها درجات متفاوتی دارند. هیجانها از دیدی کارکردی تلاشهایی همگرا توسط فرد محسوب میشوند، به منظور ابقاء، تغییر و یا خاتم هدادن به روابط میان فرد و محیط تأثیرگذار. گروهی ادعا دارند تنظیم هیجان وابسته به دو سطح است: فرایند تنظیم هیجان و بازده آن. تنظیم هیجان مبتنی است بر فرایندهای درونی و بیرونی پاسخ دهی در برابر مهار و نظارت، ارزیابی و تعدیل تعاملات هیجانی به خصوص خصایص زودگذر و تند آنها برای به تحقق رسیدن اهداف (تامسون، 2012). تنظیم هیجان میتواند آگاهانه یا ناآگاهانه، زودگذر یا دائمی و رفتاری و یا شناختی باشد، تنظیم هیجان رفتاری، نوعی از تنظیم هیجان است که در رفتار آشکار فرد دیده میشود نسبت به تنظیم هیجان شناختی که قابلیت مشاهده ندارد و زودگذر است (گراس، 2013). تنظیم هیجان موفق همراه با دستاوردهای مثبت میباشد، دستاوردهایی چون رشد صلاحیتهای اجتماعی (آیزنبرگ، 2012)، سلامتی به کارگیرنده تنظیم هیجان و در مقابل، هیجان تنظیم نشده با اشکال برجسته آسیب َ های روانی همراه است مثلا گفته شده است که عدم تنظیم هیجان میتواند منادی رفتارهای مشکل آفرینی همچون خشونت باشد (دیلون، ریتچی، جانسون و لا- بار، 2007). پژوهشها نشان داده اند که طبقه قدرتمندی از تنظیم هیجان شامل راه های شناختی اداره اطلاعات هیجانی تحریک کننده است (اشنر و گراس، 2005). تنظیم هیجان شناختی همراه همیشگی آدمی است که به مدیریت یا تنظیم عواطف و هیجانها کمک میکند؛ به انسان توان سازگاری بیشتر به خصوص بعد از تجارب هیجانی منفی را می دهد (موریس، سیلک، استینبرگ، مایرز و رابینسون، 2012). در بیشتر مطالعات همسان با مقابله شناختی فرض میشود و در کل بهراه های شناختی مدیریت عواطف با استفاده از اطلاعات برانگیخته هیجانی گفته میشود. فرایندهای شناختی میتوانند به ما کمک کنند تا بتوانیم مدیریت یا تنظیم هیجانها و یا عواطف را بر عهده بگیریم تا از این طریق بر مهار هیجانها بعد از وقایع اضطرابآور و تنیدگیزا توانا باشیم. بنابراین در شرایط کنونی تنظیم هیجانی نقش مهمتری در کارکرد روزانه آدمی مییابد، شناخت و مطالعه این توانایی، مستلزم داشتن ابزاری قدرتمند و معتبر میباشد تا به جنبه های مبهم آن وضوح بخشد؛ طراحی و معرفی ابزاری جهت سنجش مفهوم تنظیم هیجان هدف این پژوهش میباشد (گرانفسکی، کراچی و اسپینهون، 2014).