مبانی نظری و پیشینه تحقیق تیپ شخصیتی الف ( فصل دوم پایان نامه ) رگه های شخصیتی
مبانی نظری و پیشینه تحقیق تیپ شخصیتی الف ( فصل دوم پایان نامه ) رگه های شخصیتی در 30 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc |
![]() |
دسته بندی | پیشینه متغیر های روانشناسی |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 109 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 30 |
مبانی نظری و پیشینه تحقیق تیپ شخصیتی الف (فصل دوم پایان نامه) رگه های شخصیتی در 30 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc
توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترا (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
- همرا با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
- توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
- پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
- رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
- منبع : دارد (به شیوه APA)
- نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc
قسمتی از مبانی نظری متغیر:
مقدمه
همهی افراد دارای شخصیت میباشند و شخصیت در تعیین میزان موفقیت، خشنودی و رضایت خاطر در زندگی به فرد کمک میکند. هر چیزی که فرد به دست آورد یا انتظار دارد به دست آورد (خواه شغل خوب،همسر دلخواه و حتی سلامت روح و جسم) تحت تأثیر شخصیت فرد و شخصیت کسانی که با آنها در تعامل هستند، میباشد. البته سعی در جمعبندی کردن مجموعهای از ویژگیهای شخصیت یک نفر با استفاده از واژههای مبهمی همچون عالی و وحشتناک کار چندان دشواری نیست، ولی شخصیت آنقدر پیچیده است که نمیتوان آن را به این سادگی توصیف کرد؛ چرا که انسانها در موقعیتهای مختلف و در ارتباط با افراد متفاوت، بسیار پیچیده و تغییر پذیرند و حتی عدهای معتقدند برای تعیین شخصیت نمیتوان از هیچ آزمونی استفاده کرد چرا که هر کسی خود را بهتر از دیگری میشناسد.
به منظور ارائهی تعریف دقیقتری از شخصیت میتوان به ریشهی این کلمه توجه کرد. شخصیت از واژهی لاتین پرسونا گرفته شده که به نقابی اشاره دارد که هنرپیشهها در نمایش استفاده میکردند. به راحتی میتوان درک کرد، چگونه پرسونا به ظاهر بیرونی که به اطرافیان خود نشان میدهیم اشاره دارد. بر این اساس ممکن است برداشت شود که شخصیت تنها به ویژگیهای بیرونی اشاره دارد، در حالی که قطعاً هنگامی که از شخصیت سخن میگوئیم، به چیزی بیش از ویژگیهای بیرونی اشاره داریم، در واقع این واژه تعداد زیادی از خصوصیات ذهنی، اجتماعی و هیجانی را در بر میگیرد. البته باید توجه داشت که شخصیت به ویژگیهای با دوام اشاره دارد. یعنی اگر چه شخصیت انعطافپذیر است ولی به طور کلی در مقابل تغییرات ناگهانی مقاوم است. به بیان دیگر، شخصیت مجموعهای از ویژگیها بادوام و منحصر به فرد است که امکان دارد در پاسخ به موقعیتهای مختلف تغییر کند (آلن و شولتز، 2012).
طبق تعریف دیگری، شخصیت مجموعهای از ویژگیهای جسمی، روانی و رفتاری معرفی شده است، بنابراین عوامل به وجود آورنده این ویژگیها، عوامل به وجودآورندهی شخصیت نیز هستند. دستهی اول (ویژگیهای جسمی) ساختهی وراثت و دستهی دوم و سوم (ویژگیهای روانی و رفتاری) زاییدهی عوامل اجتماعی یا محیط است. تعیین اینکه کدام یک از این دو عامل نقش مهمتری در ایجاد شخصیت دارند کار غیرممکنی است، اما بدیهی است که شخصیت هر فرد حاصل تعامل و تأثیر متقابل هر دو عامل است (آلن و شولتز، 2012).
نظریه ی تیپ شناسی
پیش از آنکه بتوانیم شخصیت را شرح دهیم و یا اندازهگیری کنیم، لازم است الگویی بسازیم که بتوانیم به کمک آن شخصیت را نمایش دهیم؛ ضمناً نیاز به مفاهیمی داریم که بتوانیم جنبههای مختلف الگو را تشریح نمائیم. یونانیان باستان از نظریهی سرشت استفاده کرده و افراد را به چهار نوع مزاج دموی، بلغمی، سوداوی و زیادی صفرای سیاه باعث پیدایش خلق افسرده و مالیخولیایی میشود. همچنین زیادی سودا باعث پیدایش خلق عصبی و تندخو میشود. این آغازی برای طبقهبندی شخصیت انسان به تیپهای مختلف بوده است که در قرون بعد بسط و گسترش یافت و تأثیر فراوانی بر تفکر دانشمندان داشت.
یکی از
مشهورترین انواع تیپشناسی، طبقهبندی یونگ است که افراد را به دو طبقه
درونگرا و برونگرا تقسیم نموده است. به نظر یونگ، افراد درون گرا میل به
گوشهگیری و انزوا و افراد برونگرا برعکس میل شدید به تماس با افراد
اجتماع دارند، به نظر او افراد بیشتر میان دو قطب درونگرا و برونگرا قرار
دارند. آیزنک و همکارانش پژوهشهایی در زمینهی خصوصیات روانی یا آن چه که
در روانشناسی تحت عنوان صفات، تیپ، عادت و واژههایی از این قبیل توصیف
میشود، انجام دادند (کارور و اسمیت، 2013). آیزنک پس از تجربه و تحلیلهای
آماری دقیق معتقد شد که برای شخصیت افراد میتوان دو بعد را در نظر گرفت،
یکی بعد «درونگرایی- برونگرایی» و دیگری بعدی است که آن را با نامهای
مختلفی چون «نوروتیسیم »، هیجانپذیری و یا ناپایداری در قبال پایدارییا
ثبات (عادی بودن) میشناسند. او معتقد است که هر شخصی را که در نظر بگیریم
در یکی از نقاط دایرهای که توسط این دو محور تقسیم شده جایی دارد. اگر دو
بعد نظریه آیزنک را در نظر بگیریم، شباهتهایی با الگوی مزاجهای چهارگانه
یونان باستان دارد.